+ فارسی را پاس بداریم

نگوییم *وب سایت* بگوییم : رایانه جا یا تارانه

نگوییم * وب *بگوییم : جایانه یا تار

نگوییم * وب مستر * بگوییم : صاحب تار یا تارزن

نگوییم * ایمیل* بگوییم : نامه برقی

نگوییم * ایمیل آدرس *بگوییم : نشان نامه برقی


نگوییم * چت * بگوییم : زرستان

نگوییم * مانیتور* بگوییم : نمایانه

نگوییم * کی بورد* بگوییم : دکمه گاه

نگوییم*اسکنر* بگوییم : عکس برگردان

نگوییم * پرینتر *بگوییم : چاپانه یا چاپگر

نگوییم * ماوس * بگوییم : موش

نگوییم * دیسک *بگوییم : گردالی

نگوییم * سی دی (کامپکت دیسک)*بگوییم : کامل گردانه یا کاف گاف

نگوییم * دیسکت * بگوییم : گردکی

نگوییم * نوت بوک * بگوییم : رایانه رو

نگوییم * لینک* بگوییم : چسبانک

نگوییم* مایکروسافت* بگوییم : کوچک نرم یا نرم بچه

نگوییم* اکانت * بگوییم : برات

نگوییم * ماوس پد * بگوییم : خرش گاه

نگوییم * فوتوشاپ* بگوییم : عکاسخانه

نگوییم * اینترنت* بگوییم : جهان شبکه

نگوییم* اینترانت* بگوییم : درون شبکه

نگوییم * اینترنت اکسپلورر* بگوییم : جهانگرد شبکه

نگوییم * وب براوزر * بگوییم : تاریاب

نگوییم * کرسر* بگوییم : ریزینه

نگوییم * بیل گیتس * بگوییم : حساب دروازه

نگوییم *هات میل * بگوییم : داغنامه

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهدی ; ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ خرداد ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ لغت نامه

ماس ماسک

از نظر زن: هر کدام از قطعات موتور ماشین.

از نظر مرد: وسایل شخصی زنان.

 


بی دفاع

از نظر زن: آشکار شدن کامل احساسات فردی برای شخص دیگر.

از نظر مرد: شرکت در بازی بدون داشتن اسباب و ادوات مخصوص بازی.

صحبت کردن

از نظر زن: سهیم شدن در افکار و احساسات شریک زندگی.

از نظر مرد: برنامه ریزی برای تعطیلات آخر هفته و کسب و کار.




تعهد

از نظر زن: آرزوی ازدواج و تشکیل خانواده.

از نظر مرد: وقتی با کسی قرار ازدواج گذاشته، موقتاٌ به دخترای دیگه نگاه نکنه.




سرگرمی

از نظر زن: فیلم، کنسرت، نمایش یا کتاب خوب، جدول حل کردن.

از نظر مرد: سیگار کشیدن، خواندن روزنامه، فوتبال، فوتبال، فوتبال....




گاز معده

از نظر زن: یکی از مشکلات هضم غذا.

از نظر مرد: منبع بی پایان سرگرمی، اظهار وجود و همبستگی با مردان دیگر.





رابطۀ عاشقانه

از نظر زن: عمیق ترین رابطه ای که دو نفر می توانند با یکدیگر داشته باشند.

از نظر مرد: مسائل جن.سی بین دو جنس مخالف.




دستگاه کنترل تلویزیون

از نظر زن: وسیله ای برای عوض کردن کانال تلویزیون.

از نظر مرد: وسیله ای برای گشت زدن بین تمام کانالهای تلویزیون هر سه دقیقه یکبار.

 



 

نویسنده : مهدی ; ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ خرداد ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ دیکشنری انگلیسی به شیرازی

Am I right=می نه؟

Yes=ها والوو

No =نه کاکو

Really!! =نه آمو؟؟

Oh my God! =یا ابالفضل

Why =بری چی چی؟

bye=کاری باری؟

maybe=گاسم

leave me alone= آم برو او ورو بیزو باد بیاد

u made me confused= آم کله پرک گرفتم

wow= ووی آمووو

come here =بی اینجو

Take it easy= عامو ولش کن،حوصله داری شمو هم ماشاللو

so cute =جونم مرگ نشی!

that’s true= همی‌ نه‌

I took my shoes and skipped=ارسیو زدم زیر چلم گوروختم

Gas Square=فلکه ی گازو

Hard=قایم

Tape=نیوار

Slow down!=حالو چه خبره؟

You are disgusting=جیگری بشی

Sunshine=آفتوو

Great=باریکلوو

Excuse=بونه

Dear=گمپ گلم

when some body eats too much=عام بپوکی

wait=صبرم بده،امونم بده

good quality=خوبوو

‎lizard=کلپوک

washing yourself before praying=دست نماز

a square shape device that you can pray on it=جنماز

How are you=باکیت نی

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهدی ; ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ خرداد ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ اینترنت

از این پس بجای واژه نا مانوس و غریب اینترنت از واژه پارسی و ایرانی فیلترنت استفاده میکنیم

نویسنده : مهدی ; ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ خرداد ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ مبانی کامپیوتر

مبانی کامپیوتر :

 آن بخش از یک سیستم را که می توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار

 و آن قسمت را که فقط می ‌توان به آن فحش داد ، نرم‌افزار می ‌گویند !

نویسنده : مهدی ; ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ خرداد ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ معانی جدید

سطل آشغال :

وسیله ای ا ست موجود در خیابان ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها !


مدرک تحصیلی :


کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع ، قیمتش فرق می کند !


 

 

 

اوراقچی :

تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند !


حراج :


اصطلاحی است که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می کنند …!


رئیس :

فردی که وقتی شما دیر به سر کار می روید خیلی زود می آید و زمانی که شما زود به اداره می روید یا دیر می آید و یا مرخصی است …!


بزرگراه :


نوعی پیست رالی به همراه یادگیری به روز ترین فحش های 2011 !


شب امتحان :

شب التماس به درگاه خداوند !


شب توبه !


البته مجموعه برگه های کمک آموزشی (تقلب) هم بد نیست


تحقیق :


Copy & Paste کردن مقالات اینترنتی !

بیرون هم که پروژه میفروشن … 20 تا 30 هزار تومن هلو !


بیمه عمر :


قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود !


قبولی در دانشگاه :

نتیجه ای است در کمال عدالت و انصاف که هیچ ربطی به رتبه کسب شده توسط شما و تلاشتان ندارد !


سریال :

فیلمی است چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه های دزدی را به شما آموزش می دهد …!


تلفن همراه :

وسیله ای 4 کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن ، عکس و فیلم گرفتن و نهایتا مخ زنی !


گرانی :

واژه ای است زاده توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است !!!


مترو :

سونای بخار عمومی و متحرک با بوی زیبای عرق نعناع عرق گلاب ! عرق جوراب ، عرق گربه مرده ، عرق ماهی سفید ، عرق بوی دهن وزغ و …!!! سر بر میگردونی میبینی یکی هم شبیه گودزیلا تو دهنت وایساده و بر و بر داره نگات میکنه !!! بوی وزغ همچنان ادامه دارد …


عذرخواهی :

از مد افتاده است و بجای استفاده از کلمات معذرت میخوام ، ببخشید ، متاسفم از کلمه های :حالا بی خیال شو ، خیلی خب بابا ، ای بابا خب بابا ، خودتو لوس نکن ! و … استفاده می شود!


خودپرداز :

دستگاهی است که همیشه خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 97/45 درصد اوقات خراب است ! اونجاهایی هم که ظاهرا سالمه و خلوت میری کارتت رو میذاری یهو میبینی کارتت رو قورت داد !


شناسنامه یا کارت ملی :

دفترچه و کارتی که هرکدام از آنها بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتشان لازم هستند ! اگر کارت ملی بدی شناسنامه میخوان شناسنامه بدی کارت ملی میخوان. جدیدا هر دو رو با هم بدی گواهینامه میخوان گواهینامه بدی میگن پس کارت ملی کو؟ کارت ملی و گواهینامه باهم بدی میگن شناسنامه کو؟ هر سه تا رو باهم بدی میگن کارت پایان خدمت کو … !!!؟


ایرانسل :

خط تلفنی است جهت ایجاد مزاحمت و سر به سر دوست و آشنا گذاشتن ! برای کلاه برداران بسیار کاربرد دارد !

برای چخوس (Chokhos = زید) بازان بسیار بسیار کاربرد دارد !


از پذیرفتن خانم های بد حجاب معذوریم ! :

تابلویی که در همه جا نصب شده، جهت خنده و عوض کردن روحیه ی مردم !

 

 

نویسنده : مهدی ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۸ خرداد ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ موبایل

فارسی را پاس بداریم

زین پس به جای واژه غریب موبایل بگوییم:آلت تماسولی!

نویسنده : مهدی ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٧ خرداد ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ لغت نامه

ادب : یعنی کمک به یک خانم زیبا در عبور از خیابان حتی اگر به کمک احتیاج نداشته باشد

ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با کسی است که بیشتر تقلب کند

الکل : مایه گرانبهایی که همه چیز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را

اوراقچی : تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند

ایده آل : شوهری که بتواند با زنش بهمان دقت و ملایمتی که در مورد اتومبیل تازه اش دارد رفتار کند

زوج ایده آل : شوهر کر و زن لال

بوسه : تصادفی که فقط یک سیلی به آدم ضرر می زند

بیست سالگی : دورانی که پسر ها دنبال معشوقه می گردند دختر ها دنبال شوهر

چشم : عضویکه چشم چرانها با آن ارتزاق می کنند

خسیس : کسی که وقتی خانه اش آتش می گیرد برای اینکه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشانی بدود

خوش بین : مردی که تصور کند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی کند گوشی را خواهد گذاشت

دست : عضوی که در سینما نزد صاحبش بند نمی شود

دوران تجرد : دورانی که معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود

رفیق : کسی که همیشه به شما مقروض است

سوءظن : سعی در دانستن چیزیکه بعدا" انسان آرزو می کند ای کاش آنرا نمی دانست

سینما : جایی که پشت سر شما حرف می زنند

عشق : دردسری که برای فراموش کردن آن باید عشق تازه تری پیدا کرد

سرخ پوست : مرد خوشبختی که وقتی زنش او را می بوسد صورتش ماتیکی نمی شود

سنجاق قفلی : تنها قفلی که بدون کلید باز می شود

مرد مجرد : کسی که هنوز عیوبی دارد که خود نمی داند

معجزه : دختر خانمی که زنگ آخر جیم شود و به سینما نرود

موش : خانم هایی که نصفه شب به جیب شوهر هایشان شبیخون می زنند

هالو : شوهری که دستکش ظرفشویی را بجای اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد

نویسنده : مهدی ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ خرداد ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک