+ عاقبت شوخی با حیوانات

   شوخی با حیوانات

جراید : ( حیوانات هم از قلقلک خوششان می آید ) !

چنانچه نظریه فوق درست باشد و حیوانات هم از قلقلک خوششان بیاید عکس العمل های زیر را در مقابل شخصیکه آن ها را قلقلک بدهد از خودشان نشان خواهند داد :

شیر : چون از قلقلک خوشش آمده جهت بوسیدن شخصی که او را قلقلک داده دهانش را باز کرده و به صورت او نزدیک می کند ولی گونه و کلا سر شخص قلقلک دهنده ناگهان به داخل دهانش منتقل خواهد شد !

فیل : برای تلافی پایش را بلند می کند تا بوسیله آن ، سر شخص قلقلک دهنده را نوازش دهد ولی وقتی نوازش تمام می شود فرد مذکور که در مقیاس یک کالباس درآمده به کف پای فیل چسبیده و با او همراه خواهد شد !

زرافه : پس از قلقلک ، یقه شخص قلقلک دهنده را با دندان هایش گرفته و او را بلند می کند تا بتواند رو در رو از او تشکر کند ولی همینکه دهانش را باز می کند فرد مذکور سقوط آزاد بدون چتر نجات را تجربه می کند که این اولین و آخرین تجربه زندگی اش خواهد بود !

گاو میش : او هم سعی می کند با سرش شخص قلقلک دهنده را قلقلک دهد ولی وقتی کارش تمام می شود دو عدد سوراخ نسبتا عمیق درست به سایز شاخ هایش در شکم فرد ایجاد می شود که از این طرف فرد از طریق آن دو سوراخ ، طرف دیگرش به خوبی دیده خواهد شد !

مار : پس از لذت بردن از قلقلک ، شخص قلقلک دهنده را به نشانه تشکر لیس می زند ولی فرد مذکور پس از لحظاتی بر اثر سم وارد شده به بدنش سیاه و کبود شده و سقط می شود !

جوجه تیغی : سعی می کند با در آغوش گرفتن شخص قلقلک دهنده از او تشکر کند ولی پس از این در آغوش کشیدن شخص قلقلک دهنده فقط می تواند به عنوان آبکش ، چلوصافی ، الک و چای صاف کن مورد استفاده قرار بگیرد !

سمور : از قلقلک آنقدر هیجان زده می شود که کنترل خودش را از دست داده و خودش را برای شخص قلقلک دهنده خالی می کند و فرد مذکور هم دقایقی بعد بر اثر استشمام گازهای بدبو مسموم شده و می میرد !

خرس : چون از قلقلک خوشش می آید او هم به نشانه شوخی با دست به صورت شخص قلقلک دهنده می زند که این ضربه فرد مذکور را تبدیل به اعلامیه ای می کند که بدون نیاز به سیریش برای چندین ماه به دیوار خواهد چسبید !

میمون : از آنجا که میمون شبیه ترین حیوان به آدمیزاد می باشد او هم به تلافی شخص قلقلک دهنده را قلقلک می دهد ولی از آنجا که این حیوان از شعور کافی برخوردار نیست آنقدر به این کارش ادامه می دهد که از خنده زیاد دل و روده شخص مذکور از حلقومش در می آید و سقط می شود !

نتیجه اخلاقی اینکه با هر انسانی می خواهید شوخی کنید ، شوخی کنید ولی بیخیال قلقلک دادن و شوخی کردن با حیوانات شوید چون در هر صورت عاقبت خوشی در انتظارتان نخواهد بود !

نویسنده : مهدی ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٤ امرداد ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ «مریم مریم»

یه روز چندنفربرای بازدید وارد تیمارستان می شوند می بینند یک نفر هی میگه «مریم مریم» می پرسند جرااینقدر مریم مریم می کنه جواب می دهند که او عاشق مریم بوده ولی بهش نمی رسه جلوتر میرن می بینند یک نفر دیگه هم هی میگه «مریم مریم» می پرسند این یکی برای چی مریم مریم می کنه میگن مریم را دادنش به این!

نویسنده : مهدی ; ساعت ٤:٢۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٧ تیر ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ آینه

طرف یه تیکه آشغال می پره  تو چشمش . می ره جلوی آینه  تو چشش فوت میکنه. خانمش بهش میگه دیوونه تو فوت نکن بذار اون فوت کنه!

نویسنده : مهدی ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ خرداد ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ اکثریت

از دیوانه ای پرسیدند: «چرا تو را به دیوانه خانه آورده اند؟»
دیوانه پاسخ داد: «من فکر می کردم همه مردم دنیا دیوانه هستند و همه مردم دنیا هم فکر می کردند من دیوانه ام. بالاخره اکثریت برنده شدند!»

نویسنده : مهدی ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ خرداد ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ گرگم به هوا

یه بار یه دیوونه دنبال رئیس بیمارستان می اندازه . خلاصه رئیس بیمارستان رو تو یه بن بست گیر میاره. رئیس بیمارستان با ترس می گه از جون من چی می خوای ؟ دیوونه هه می ره با دست بهش می زنه می گه حالا تو گرگی!

 

نویسنده : مهدی ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ خرداد ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ دو خط موازی

دو تا دیوونه از تیمارستان فرار می­کنن. ریل راه آهنو می­گیرن و راه می­افتن طرف شهر.
اولی میپرسه: کی می­رسیم به شهر؟ دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون می­ده و میگه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن.
می­رن و می­رن ... تا اولیه خسته میشه. می­گه: پس چرا نمی­رسیم؟
دومیه برمی­گرده و عقبو نگاه می­کنه و می­گه: فکر ­کنم ردش کردیم

نویسنده : مهدی ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ زمان آمدن

دیوانه اولی: کی اومدی؟
دیوانه دومی: پس فردا.
دیوانه اولی: پس فردا که هنوز نیومده.
دیوانه دومی: می دونم چون کار داشتم، زودتر اومدم

نویسنده : مهدی ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک